ساکنان گاتهام سیتی میدانستند که اگر در ساعت مشخصی از شب قدم به خیابان بگذارند یا حتی نگاهی از کنار پرده های اتاق به خیابان بیندازند جوکر را میبینند که با لبخندی بر لب در خیابان قدم میزند، لبخندی که بر اساس توصیف آدمهای معمولی گاتهام سیتی که سعی میکردند خود را روشنفکر نشان بدهند "نوعی گروتسک در اون موج میزد." کسی دل خوشی از لبخندهای جوکر نداشت، گاهی وقتها حتی باعث میشد ناخودآگاه پالتوهایشان را محکم تر دور خود بپیچند و با قدم های تندتر به حرکت ادامه بدهند. اما کسی فکر نمیکرد به این زودی لبخند روی لبهای جوکر خشک شود...