تبليغاتX
c o n f e s s i o n s . o f . a . s i c k . t w i s t e d . m i n d
2008/1/30
92
آدم ها از همه تان معذرت میخواهم. به خاطر حرف نزدن، به خاطر ساکت بودن، به خاطر گوشه گیر بودن، به خاطر قایم شدن لای جمعیت و منتظر این ماندن که یکی تان توجه کند به دختری که گوشه ای نشسته و فقط نگاه می کند. نمی دانم چرا منتظرم بیایید دنبال نگفته هایم. معذرت میخواهم که زندگی ام آنقدر کسل کننده و کند است که اگر بعد یک ماه هم از من بپرسید چه خبر هنوز هم جواب "سلامتی" را میشنوید. ببخشید که نمیتوانم بنشینم و برای شما از آخر هفته ی خوشی که داشتم حرف بزنم، از اینجا و آنجا رفتنم حرف بزنم، از مسافرت، از فلان پارتی، از فلان آدم، از فلان چیز. ببخشید آدم ها که من حرفهایم درباره ی آخرین فیلمی که دیدم یا آهنگی ست که به تازگی شنیدم. آنقدری دراما در زندگی ام دارم که برای شما ساعت ها صحبت کنم ولی نمیخواهم. آیا به شما ربط دارد؟ ندارد دیگر. ولی دلم میگیرد وقتی که من را دور میندازید. به همین راحتی. انگاری محکومم به حرف زدن یا رانده شدن از همه آدم ها. معذرت میخواهم برای نداشتن حرف های "مهم". معذرت میخواهم که از همه ی شما که باعث میشوید احساس "کمتر بودن" داشته باشم، انتظار معذرت خواهی دارم.
+ 0:54 AM