38
37
36
35
34
33

آدم های من کامل نیستند، نصفه نیمه اند. آدم های من حتی به زور شبیه آدمند.
آدم های من زیر چشمهایشان از بی خوابی گود افتاده خود چشمهایشان شاید از گریه زیاد بیرون زده.
آدم های من خیلی شبیه آدم های کاغذی دهه ی ۲۰ آلمانند.
آدم های من صورتشان تناسب ندارد، لب های پرشان با نادیده گرفتن صورت های استخوانی تو چشم می زند.
آدم های من گونه های فرو رفته دارند و چونه های که اینجا و آنجا گاز زده شده اند.
چین و چروک ها و خط های روی صورت آدم های من از پیری نیستند.
آدم های من دماغ های عقابی و کج دارند، انگاری کسی تمام ناراحتی هایش را روی دماغ آدم هایم خالی کرده.
32
کپی رایت: عکس استفاده شده در بنر از photo.net دزدیده شده.
31
30


قول میدم در آینده به طور مفصل یه مطلب خاله زنکی در باره ی بوگی و باکال بنویسم.
29
این اوگی بوگی هم برای خودش کاراکتریه ها. کلن از قمارباز ها خوشم میاد. اینایی رو که تو wold series of poker و high stakes poker میبینم کلی تحسین میکنم، زیادی خونسردند. اصلن انگار به هیچ جاشون نیست که مثلا ده هزار تا باختن. جدیدن زیادی رفتم تو نخ تاس انداختن و پوکر (هر چند که ترجیج میدم سر چیزی شرط نبندم ولی خب کری خوندن و پوزخندی که موقع بردن میزنی کلی حال میده) فکر کنم چیزی که میخواستم بگم زیاد ربطی به این ها نداشت. IMO اوگی بوگی خیلی شخصیت کثافتیه. این صفت کثافت (میگما کثافت که صفت نیست، چی شده که ازش به عنوان صفت استفاده میشه؟) کاملن در رابطه با اون صدق میکنه. به نظرم کسی که هم قمار بازه، هم ناجوانمردانه امکان هر گونه مقابله رو از طرف مقابلش (سانتاکلاز) میگیره و ساق پای زن ها رو هم دید میزنه خیلی کثافته. تو دنیای واقعی هم وضع همینه ولی وقتی آدمای کثافت زیاد میشن، کثافت بودن بدی خودش رو از دست میده. خوبه که همگی اقرار کنیم که یه بخش کثافت در وجودمون داریم و embraceش کنیم و بلا بلا بلا... خلاصه اینکه من از این اوگی بوگی خوشم میاد... خیلی هم خوشم میادددددددد
Tom Jones
- کتابی از هنری فیلدینگ
+ یکی که الان دارم آهنگ She's a lady رو ازش گوش میدم. مدل خوندنش آدم رو یاد خاله زنک ها میندازه. مثلا چهار تا زن حدود چهل سال با ناخون های دراز قرمز تو یه موقعی (دقت کنید مکان بی اهمیته) از اوایل دهه ی هفتاد نشستن و دارن غیبت میکنند، این تام جونز هم تو بک گراند میخونه... البته به جز این تصویر چهار تا زن که دامنشون از شرتشون کوتاه تره (ترجیحن thong* پوشیده باشن) و دور یه مرد مو فرفری با کت شلوار قرمز قر میدن هم به ذهن میاد. (حالا همه اینا رو نوشتم، ولی از خیلی آهنگاشم خوشم میاد!)
* "It's not so much an underpants as it is a feat of engineering. I mean, it's amazing how much they can do with so little material! And the way they play with your mind! Is it there?! Is it not there?!" Joey - Friends - Ep TOW the Thanksgiving Flashbacks
احتمالا از این به بعد هر دفعه یه آهنگ رو انتخاب میکنم و براش تصویر میسازم. تفریح خوبیه.
28
روی دلم مونده که با انگشت یکی رو نشون بدم و بلند تو روش بخندم و بگم: فلانی میدونی...؟ من حالم از تو به هم میخوره! گاهی وقت ها حتی فکر وجود داشتنت از صدای کشیدن ناخن رو تخته هم بدتره.
پ.ن: به یک فروشنده با تجربه پرده نیازمندیم. [یکی از پرده فروشی های خیابان ولیعصر]
هه.