140

گشتی زدم لای پستهای قبلیم. برای یک جور مقایسه پیش خودم. چند تا پست بود که به هر دلیلی بیشتر دوستشان داشتم. نه که لزوما خوب باشند:

+ + +

139

آدم ها مقدس نیستند. آدمند با اشتباهات. آدمند با خودخواهیشان. آدمند و فرار می کنند. در می روند. بعضی وقتها میمانند. بعضی وقتها از وابستگی می ترسند. بعضی وقتها وابسته می شوند.

همه مان شده وقتی که تو بغل یکی هستیم به یکی دیگر فکر کنیم و بعد فکرهایمان بشوند عمل. به خودمان هم حق بدهیم حتی بعدش. مورالز و اتیکس و اینها گاهی وقتها در کت بشریت نمیرود. در لحظه باید تصمیم گرفت و عمل کرد. بعدش میشود فکر کرد و عذاب وجدان گرفت. اصلن وجدان فقط مال بعد است. موقعی که داری "کار بد" میکنی گاهی وقتها انقدر لذت دارد که اصلن میگویی ... خوار همه چیز! و بعد همه ی فکرهای ناخوشایند را پرت میکنی یک گوشه ی تاریک مغزت تا بعد وجدانت از آن گوشه کنارها بکشدش بیرون و شروع کند مثل پتک بکوبدش توی سرت. بعضی وقتها هست که این وجدان کار نمیکند. نه این که سوسیوپت باشید، یک آدم معمولی که وجدانش کار نمیکند. مورالز و اتیکس میگن که اشتباهه قضیه ولی اون گات فیلینگ میگه که نه. کلنجارها اینجا شروع میشود. اینجاست که نباید فکر کرد. فقط باید به غرایز اعتماد کرد و ادامه داد.