16
تو مسافرت شمال پارسال تابستون بود که وقتی از ساعت سه صبح تا وقتی که آفتاب در اومد تنهایی لب دریا نشستم، برایش ای میل زدم و گفتم که چقدر تنها بودن کنار دریا حس خوبی است. الان هم به یادش کردم. می دونم که میتونست هنوز هم ادامه داشته باشه ولی خودم خراب کردم دوستی رو. حیف که من رو نشناخته بود... اگر میدونست که چه سریع از آدمها خسته میشم و نیاز دارم که یه مدت ازشان دور شوم تا دوباره برگردم ، شاید اینطوری نمیشد. ولی تقصیر اون نیست. تقصیر اخلاق گه منه. نمیدونم الان این رو میخونی یا نه... داشتم a change of seasons گوش میدادم که به یادت افتادم. نمیدونی تو این مدت چقدر آهنگ بوده که خواستم بهت بگم گوش کنی...