خدایا! چرا من تو این دوره به دنیا اومدم؟! من میخواستم تو دهه ی 50 (میلادی) به دنیا بیام که تو دهه ی 60 دو رقمی بشم! همه چیه اون موقع رو دوست دارم! حتی Drug Culture شو .... الان فقط میتونم با گوش دادن به آهنگا و خوندن کتابهای اون دوره دلم رو خوش کنم. (حالا انقدر هم مساله ی من بغرنج نیست!) ولی خب حرص میخورم دیگه! که چرا تجربه ی مستقیم و همزمان یه چیزی که انقدر باهاش حال میکنم ازم گرفته شده. همین بیتلها رو وقتی که تو TV میبینه یه حسی بهت دست نمیده؟! (درسته که گروه مورد علاقه ی من نیستن) ولی لا اقل اگر همدوره اونا بودی میتونستی این british invasion رو که مثل یه موج خیلی بزرگ روی موسیقی فرود اومد و همه چیز رو به هم ریخت هم زمان تجربه کنی. تو دوره ی ما همه چی گنده. اصلا دوستش ندارم! الان هم دلم میخواد جیغ بکشم چون نمیتونم اون چیزی رو که میخوام درست بگم! ولی اینو میدونم که خیلی از چیزایی که من دوست دارم مربوط به دهه هایی میشه که گذشته و دیگه برنمیگرده. من دلم میخواست کازابلانکا رو برای اولین بار رو پرده ی سینما ببینم نه رو صفحه ی مونیتور. من دلم میخواست آلبومهای Jefferson airplane رو وقتی که برای اولین بار میومد تو بازار بخرم و گوش بدم و وقتی سینگل مورد علاقه ام تو چارتها اول میشد حال کنم! من دلم میخواست که وقتی که جان لنون کشته شد منم تو عزاداری ها شرکت کنم و لا اقل اینطوری احترامی رو که براش قایلم نشون بدم. من دلم میخواست که "ترس و نفرت در لاس وگاس" رو برای اولین بار توی مجله رولینگ استون بخونم نه اینکه الان برم pdfش رو دانلود کنم...

نتیجه ای ندارم از این حرفا بگیرم. فقط این که این دوره ی ما زیادی راکده. آره دانشمندا میرن هزار تا کوفت و زهر مار که تو دهه های قبل خوابشم نمیدیدن اختراع میکنند و ما پیشرفت میکنیم و ...و و و ... ولی مساله اینه که هیچ جنبش مردمی وجود نداره. یه حرکتی که همه اعم از پیر و جوون و روشنفکر و غیر روشنفکر و ... درگیرش بشن...


فکر کنم فقط باید منتظر بمونم